منوبشناس!
اینجا مکانی برای نوشتن دلمشغولی های من است می نویسم پس زنده ام.
اولین وبلاگم را با پرشین بلاگ شروع کردم و در وبلاگهای بسیاری شروع به نوشتن کردم و در مورد مطالب بسیاری نوشتم از کامپیوتر، وبلاگ نویسی تا امروز که در مورد رشته ی خودم علوم ازمایشگاهی و دلمشغولی هایم که مرا به خود مشغول کرده مینویسم.زیاد دوست ندارم سیاسی بنویسم اما با هر چیزی که زندگی و آسایش انسانها رو به خطر بندازه موافق نیستم اما این رو هم باید اضافه کنم که تو زندگیم به یه فلسفه ی خیلی مهم رسیدم اونم اینه که اگه ادم تو زندگیش مشکل نداشته باشه برای اینده هیچ تجربه ای نداره و در واقع این مشکلات و مسئولیت های زندگی هستند که باعث میشند آدم برای هر لحظه آماده باشه.ادمی نیستم که تویه زندگی مردم کنکاش کنم و بخوام ازشون سوتی یا هرچی دیگه بگیرم و اونا رو رسوا کنم اما وای به حال کسی که بخواد اسایشو ازم دور کنه قاعدتا عواقب بدی در انتظارشه اینو هم باید اضافه کنم که از بخشش هم خیلی لذت میبرم.
به سنتها در حد خودش اهمیت قائلم و جوری عمل نمی کنم که به خرافات درگیر بشم کما اینکه امروزه توزندگی بعض ها مد شده!
تا کسی رو نشناسم زیاد باهاش گرم نمی گیرم امابین دوستام آدم بذله گو و خوشحالی هستم وسعی میکنم تا اونجا که می تونم به دیگران روحیه بدم و راستشو بخواین از این کارم خیلی لذت میبرم.و از ایجاد رایطه ای نو و جدید هراسی ندارم بلکه بسیار هم مشتاق و علاقمند هم هستم
رنگ سبز رو خیلی دوست دارم. عاشق رشته ای هستم که توش درس خوندم.تا حالا عاشق نشدم و حالا حالا هم فکر نمی کنم تو خط این حرفا بیفتم. برای زندگیم نقشه های زیادی دارم.از مسافرت شدیدا لذت میبرم و حقیقتش رو بخواین دوست دارم در آینده دنیا رو زیر پا بذارم و یه توریست واقعی بشم و آزاد و رها از هر جایی باشم.
زندگی برام خیلی لذت بخشه ازو اونجایی که خیلی آدم حساسی هستم زیاد به دیگران گیر نمی دم و اونا رو نمی رنجونم.
تولدم تویه 27 اسفند وقتی آفتاب داشت غروب میکرد اتفاق افتاد اما شناسمه ی من رو واسه 1فروردین گرفتند حتما حدس می زنید اینو چه جوری فهمیدم البته بین خودمون باشه یه بار که داشتم دزدکی دفتر خاطرات مادرم رو تورق می کردم !فهمیدم البته قضیه مال خیلی وقت پیشه!(راستی من ادم فضولی نیستم!)
علاقه من به کتاب جوریه که همیشه کتاب میخرم و تا مطالعه اش نکنم دست بر نمی دارم. واز بین کتابها به کتابهای روان شناسی علاقه ی خاصی دارم(خصوصا کتابهای مسعود لعلی) البته از بین کتابهای تفریحی رمانهای خارجی بیشتر میخونم.از بین کتاب های وطنی گلستان سعدی رو خوندم وخیلی دوستش دارم.واز رمانهای ایرانی همسایه ها اثر احمد محمود رو خوندم و خیلی لذت بردم چون درباره ی یه ادمه که یکباره تو قضایای می افته که یه جورایی مربوط به آزادی و عدالت خواهی میشه ودر کنارش بعد ارز آزادی دنبال گمشده اش می گرده.
فعلا که همینا یادم بود حالا تا بعد… .
این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید